نمایش «همای» با استفاده از شیوههای مدرنتر نمایشهای ایرانی، به یک مسئله که در سه دوره زمانی تکرار شده، میپردازد.
ابراهیم رهگذر، نویسنده و کارگردان نمایش «همای» درباره این تئاتر که این روزها به تهیهکنندگی باشگاه تئاتر سوره در سالن سایه مجموعه «تئاتر شهر» تهران روی صحنه است به خبرنگار ما میگوید: از لحظه اول شکلگیری نمایشنامه قرار نبود نمایش فقط در زمان حال بگذرد، اما علاقهای که به قصههای کهن داشتم سبب شد قصه به سمت سه برهه زمانی برود و به مشکلاتمان در ادوار مختلف تاریخی بپردازم.
وی میافزاید: این معضل، مشکلی است که در طول تاریخ تکرار شده و بهخاطر اینکه قرار بود آن را کارگردانی کنم و خیلی دوست داشتم نمایش فضای متفاوتی داشته باشد، تصاویر ویژهتری به آن اضافه کردم. در این اجرا میخواستم بیشتر بتوانم با نگاه مخاطبم برخورد داشته باشم به خاطر همین تلاش کردم فضا را کمی متفاوتتر کنم و تماشاگر را به سه دوره تاریخی ببرم.
رهگذر در خصوص مضمون نمایش «همای» میگوید: داستان قصه «همای» ماجرای نخستین پادشاه زن ایرانی است که به مشکلات دختری میپردازد که تلاش میکند نمایشش را روی صحنه ببرد، ولی وقتی به تماشای اثر مینشینیم در ۱۱پرده ۱۱شکل و ۱۱تصویر مختلف را شاهد هستیم.
اجرای تمام گونههای نمایش ایرانی
رهگذر تأکید میکند: شکل روایت قصه این گونه است که ما روی صحنه یک کارگردان داریم که هر بار تلاش میکند نمایشی را که دلخواهش است، اجرا کند اما در هر نوبت با مشکلی روبهرو میشود که او را مجبور میکند گونه نمایشش را عوض کند. ما از شروع نمایش با فضای شاهنامه و همای (دختر بهمن یا اردشیر درازدست در شاهنامه فردوسی) که نخستین پادشاه زن ایرانی است، مواجه میشویم البته این نمایش بیشتر به قصه داراب نزدیک است چون قصه، قصه داراب و زاده شدن او است که یک همگونی تاریخی با ماجرای حضرت موسی(ع) دارد که هر دو به آب سپرده شدهاند.
این نویسنده و کارگردان تئاتر عنوان میکند: نمایش ما از لحظهای که شروع میشود با یک تراژدی عمیق همراه است؛ از قصه همای که فرزندش را از ترس برادر به آب سپرده و در نهایت به یک فضای کاملاً ایرانی و سنتی میرسد. در نمایش، یک دختر قرار است در مجلسی که رضاشاه حضور مییابد، به عنوان نخستین بازیگر زن ایرانی روی صحنه باشد و در نهایت کارگردان تصمیم میگیرد به همان نمایش اول خود برگردد. او دلش میخواهد قصه داراب را روایت کند و در پایانِ قصه، ما دارابی را میبینیم که سوار بر اسب میتازد تا همای یعنی مادرش را از چنگ گرگین نجات دهد. نمایش با دیالوگهای پایانی داراب قصه تمام میشود؛ دیالوگهایی که به این نکته اشاره دارند که اگر پهلوانی در این سرزمین نباشد، این سرزمین حکایت خوبی ندارد.او درباره طراحی این اثر تشریح میکند: در دورخوانی نخست نمایشنامه، برای گروه اجرایی چگونگی ساخت دریا یا حضور اژدها روی صحنه قابل هضم نبود. تصور چگونگی اجرا در بخشی از نمایش که ۱۱ اسب در صحنه اول حضور دارند و گرگینی که نیمه بدنش گرگ و نیمه دیگر بدنش انسان است، کمی سخت بود، اما من از شیوه مدرنتر نمایشهای ایرانی مثل خیمه شببازی، نمایش روحوضی و... بهره گرفتم تا هر بار که صحنهها عوض میشود از یک فضای آرکائیک به سمت نمایشی که فضا را کمی کمدی و شاد میکند، پیش برویم.
این نویسنده و کارگردان با اشاره به اینکه در این اجرا از تمام داشتههای نمایش ایرانی استفاده کرده، اظهار میکند: در نمایش «همای» تمام گونههای نمایش ایرانی از سایهبازی و زنپوشی گرفته تا عروسکگردانی و خیمه شببازی را داریم. در این نمایش همچنین از چهار مدل عروسکگردانی از جمله تنپوش، غولآسا و دستکشی استفاده شده که خیلی مورد پسند تماشاگران قرار گرفته است.
رهگذر تأکید میکند: فکر میکنم امروز آن چیزی که تماشاگر را جذب تماشای «همای» کرده، تصاویر متعدد آن است. تئاتر امروز هزینههای تولید بالایی دارد و نمیتوان طراحی دکور زیادی داشت بنابراین نمایشها هم بیشتر گفتوگومحور شدهاند و تماشاگر طراحی چندانی روی صحنه نمیبیند اما در نمایش «همای» نوع طراحی و استفاده از تصاویر اثر را جذابتر کرده است، به طوری که میتوان گفت «همای» جزو نمایشهایی است که در یکی دو سال اخیر بیشترین بازیگر را دارد و از بیشترین دکور و آکسسوار و تصویر برخوردار است.
گفتنی است؛ اجرای «همای» در سالن سایه از ۲۷ مرداد شروع شده و در حال حاضر قرار است تا ۲۰ شهریور ماه روی صحنه باشد.





نظر شما